|
چگونه در فرآیند زمان همدیگر را بهتر درک کنیم و بیشتر دوست بداریم. در واقع این گفتاری است در بارهی تسهیل یا برداشتن موانعی که بین ارتباط والد و فرزند به وجود می آید .چنانچه در مقطع راهنمایی نتوانیم با فرزندان ارتباط برقرار کنیم دقیقاً در دوران دبیرستان دچار مشکل خواهیم شد و امکان حل مسائل ومشکلات فرزندان بسیار کمتر خواهد شد. در ادامه چند مهارت که کاربردی است بیان می شود. بیان مطالب با استفاده از روش های سنجیده و خوب باید به طور کلی این توانایی را داشته باشیم که بتوانیم با همه ارتباط برقرار کنیم. ولی در برقراری ارتباط استفاده از یک روش خوب مهم ترین اصل برای برقراری آن می باشد.در واقع آغاز هر ارتباط با گفتگو انجام می شود پس هر قدر که حرف ما به حق باشد چنانچه با یک روش خوب و سنجیده بیان نشود حقانیت آن از بین می رود. چند مثال کاربردی: مثال 1- اگر روزی ازفرزند بخواهیم که کیسه ی زباله را به بیرون منتقل کند ودر اثر بی احتیاطی یا هر عامل دیگری کیسه ی زباله پاره شود می توانیم از دو روش برای متوجه کردن او استفاده نماییم. الف) اگر بگوییم " این زباله ها را مثل آدم ببر" مطمئناً واکنش خوبی از طرف فرزند نخواهید دید چون با این کلام به فرزند القا می شود که " تو نمی فهمی" که این کلام واکنش دفاعی نوجوان را به همراه خواهد داشت. ب) اگر بگوییم "بهتر بود زباله ها را در یک کیسه ی مناسب می گذاشتی" در واقع با گفتار عامیانه وزبان علمی نوجوان را با خود همراه کرده ایم. مثال 2- فرض کنیم که در شب امتحان نوجوان مشغول بازی رایانه ای است: الف) اگر بگوییم " مگر حالیت نیست که تو فردا امتحان داری" این عبارت بخش غیرتی نوجوان را تحریک می کند و واکنش غیر معقولانه از او سر می زند. ب) اگربگوییم "من می دانم که شما خوانده ای ولی یک مرور دیگراطمینان تو را بیشتر خواهد کرد" همراهی نوجوان را بدون واکنش بد جلب کرده ایم.یعنی بخش غیرتی وجود او(که باعث عصبانیت او می شود) را تحریک نکرده ایم. استفاده از حس کمال گرایی در برقراری ارتباط کودکان 10 سال به بالا دارای فکر انتزاعی می شوند یعنی در غیاب یک پدیده ی ملموس می توانند در باره ی آن اظهار نظرکنند.بدین صورت که اطلاعات گذشته وتذکرات قبلی را در ذهن خود پردازش می کنند ونتیجه گیری می کنند که این عملکرد همان حس کمال گرایی است. یعنی در دوره ی راهنمایی بچه ها می خواهند از این چیزی که اکنون هستند بهتر باشند و درموقعیت بالاتر قرارگیرند. یعنی درواقع بااستفاده ازاین حس می توان به اوتلقین کرد که با منظم بودن ،پشتکار، گوش دادن به حرف ها و... درموقعیت بالاتری قرار می گیرد. پس در برخی از موارد لازم نیست که در همه ی مصداق ها به نوجوان تذکر داده شود بلکه با استفاده از این حس (کمال طلبی) وتفکر انتزاعی نوجوان در یک تذکر کلی با روش مناسب می تواند دائماً اطلاعات و موارد دیگر را پردازش نماید و برای بهتر شدن خودش را آماده کند. چند مثال کاربردی: مثال 1) می توانیم روح و شخصیت نوجوان را به یک گلدان زیبا، چینی و ظریف تشبیه کنیم . گلدانی را در نظر بگیرید که در اثر ضربه دچار ترک و شکست شده است. دفعات اول می توان با چسب زدن دوباره گلدان را احیا کرد ولی چنانچه این ترک ها زیاد شود دیگر باید گلدان را به زباله دانی انداخت . هر بارکه نوجوان تذکری می گیرد روح و شخصیت اودچار ترک و شکست می شود که در اثر تکرار تذکرات،زیبایی شخصیت از بین می رود و دیگر از دید دیگران آن مقام والا را ندارد و برای دیگران و خود او قابل توجه نیست. با این مثال می توان توجه نوجوان را به حس کمال طلبی که بخواهد بهتر باشد جلب کرد تا بدون نیاز به تذکرات فراوان او را به انجام کارهای خوب واداشت. مثال 2)درمورد بی نظمی نباید به طورمستقیم به اوبگوییم اتاق خود را جمع کند بلکه باید با اوفهماند که دراثر بی نظمی نظر دیگران نسبت به او عوض می شود ودر موقعیت پایین تری نسبت به دوستانش قرار می گیرد. (به خطر افتادن حس کمال طلبی) مثال 3) اگر به نوجوان بگوییم که با فلان دوستت ارتباط برقرار نکن، فوراً خواهد گفت " خودم می توانم تشخیص بدهم " ولی با استفاده از حس کمال طلبی می توانیم به او بفهمانیم در اثر دوستی با آن شخص چه اتفاقی می افتد وبه پیشرفت او چه آسیبی می زند.(به خطر افتادن حس کمال طلبی) قائل شدن فضای خصوصی برای نوجوانان بجه ها دائماً از ما می خواهند که وارد اتاقشان نشویم یا این که از ورود ما به فضای خصوصیشان دلخور می شوند و به شیوه های مختلف این دلخوری را نشان می دهند. این خصوصیت برای اولیا آزار دهنده است ولی فرصتی برای تربیت نوجوان به اولیا می دهد. فرزند در این خصوصیت می خواهد یک فضای خصوصی داشته باشد ولی بی حد و مرز بودن این خواسته می تواند خطر آفرین باشد.پس باید با آموزش صحیحِ حریم اخلاقی ،اعتقادی وجسمی این تهدید را به یک فرصت تبدیل کرد. حریم جسمی در این مورد باید به فرزنداین نکته تفهیم شود که بدن او متعلق به خود اوست و یک حریم خصوصی مهم که هیچ یک از محارم و غیر محارم حق تعارض به جسم تو را نداردو متقابلاً فرزند هم باید این مورد را در مورد دیگران رعایت کند. در واقع به طور مستقیم نمی توان گفت که روابط جنسی با جنس موافق یا مخالف،حرام است . چون نوجوان درکی از حرام بودن نداردپس باید به او بگوییم که چشم و گوش وزبان و .... یک حریم کاملاً خصوصی است.پس نباید اجازه داد این اعضا جای دیگری سیر کند و نباید کسانی اجازه ی ورود به این حریم ها را داشته باشند.مثل خانه که یک حریم و فضای خصوصی است و کسی نباید وارد آن شود. یعنی با رعایت این نکته که بزرگ تر ها (پدر و مادر) فضای خصوصی دارند (اتاق خواب)و ورود به آن باید با اجازه باشد ما هم برای فضای خصوصی او احترام قائل شویم. از طرفی رعایت این نکته باعث می شود که فرزند حریم خود را با پدر و مادر یکی بداند و مسائل خود را برای ما بازگو کند. پس با این رفتار به او می فهمانیم که او را دوست داریم و به او توجه داریم پس او هم ما را دوست می دارد و این علاقه موجب می شود ارزش های ما را درونی نماید یعنی هر کار صوابی که ما می پسندیم ، او خود را ملزم به اجرای آن می نمایدو دیگر لازم نیست که دائماً به او تذکر داده شود. استفاده ازروش های زیبا شناختی دین در آموزش احکام دینی دو روش وجود دارد روش اول روش تکلیفی دین است. "باید" ها یی در دین وجود دارد مثل: نمازخواندن که به طور یکطرفه به نوجوان دستور داده می شود .ولی نوجوان نمی تواند دستوری برای اجرا به بزرگ ترها بدهد . معمولاً نوجوان ها در مقابل این روش از خود واکنش منفی نشان می دهند. روش دیگر استفاده از روش زیبا شناختی دین است . در این روش فضایی ایجاد می شود که فرد در آن خود علاقه مند به احرای فرامین می سازد و آن کارها برای او تبدیل به ارزش می گردد.در این روش به قسمت های خوب و مثبت رفتار توجه می شود تا نوجوان احساسش کند که با انجام این تکالیف شخصیت والایی می یابد. روش برقراری ارتباط از طریق همدلی برخی اوقات پدر و مادر همه ی شاخص های رفتاری نوجوان را با آنچه در وجود خود به صورت صفات اخلاقی دارند می سنجند. به زبان ساده تر با "خود مرکز بینی" از نوجوان می خواهیم که مثل ما باشد. یعنی نوجوان را با عواطف ،نگرش و اخلاقیات خود مقایسه می کنیم و"می گوییم که تو باید این چنین باشی" . در این حالت ما جهان را دیگر از دید اطرافیان نمی بینیم. همدلی یعنی از حالت خود مرکز بینی خارج شویم و دنیا را از زاویه ی دید نوجوان ببینیم. عباراتی مثلِ؛ چون من می خواهم...، چون من خوشم می آید و چون من ... . در واقع وقتی ما موفق به ایجاد همدلی می شویم که خود رفتار مورد نظرمان را تحلیل کنیم . بیاییم به این مثال توجه کنیم: گاهی اوقات برای درس خواندن یا انجام کارهای شخصی نوجوان توسط خودش از این عبارت استفاده می کنیم که اگر این کار را انجام ندهی "من" ناراحت می شوم .در بهترین شرایط ممکن است نوجوان به خاطر"من" آن کار را انجام بدهد ولی چنانچه آین عامل بیرونی "من" حذف شود مثلاً یک هفته به مسافرت بروید ،انجام آن کار لزوم خود را از دست می دهد. پس با تحلیل درست و نگاه به هر رفتار از دید نوجوان (همدلی عاطفی) آن رفتار را برای نوجوان تبدیل به یک ارزش می کند که در این صورت آن رفتار حتی در غیاب شما هم به صورت اتوماتیک انجام خواهد شد.
امام جواد (ع) می فرمایند سه خصلت محبت دیگران را به ما جلب می کند: 1- انصاف در معاشرت با مردم . گاهی چنان یک رفتار نوجوان را مورد نقد مطلق قرار می دهیم که او احساس می کند همه ی رفتارش بد بوده است. به طورمثال با دریافت یک نمره ی پایین چنان او را مورد خطاب قرار میدهیم که تو بی مسئولیتی ،بی توجهی و... که می توان به نوجوان گفت :تو تلاشت زا کرده ای ولی شاید کافی نبوده یا اشکالاتی در کار بوده است و ما آمادهیم برای حل آن مشکلات تو را یاری نماییم.در واقع با این انصاف درتعامل ضمن توجه به او و پرسیدن نظزش مشارکت خودش را جلب کرده ایم. 2- همدردی در مشکلات 3- پاک دلی وخیرخواهی . نباید هیچ گاه این احساس درما به وجود بیاید که فرزند به فکر تنبلی ،بد اندیشی و ... است باید دلمان را نسبت به نوجوان پاک سازیم و این احساس پاکی را به آن ها منتقل کنیم. نوجوان هم سعی می کند این احساس و پاکی را همیشه حفظ کند و همیشه پاک بماند. در جای دیگری امام جواد می فرمایند: هیچ دو نفری گرد هم نمی ایند مگر این که برترین آن ها مؤدب ترین آنها باشد.
ادب رعایت حد و حدود است. حدِّ تعامل با دیگران
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۲ساعت 12  توسط الف.سعدی
|
|
oghate sharee:
|