وقتی خداوند از پشت، دستهایش را روی چشمانم گذاشت...

از لایِ انگشتانش، آنقدر مَحو دیدن دنیا شدم...

که فراموش کردم، منتظر است نامش را صدا کنم..

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر ۱۳۹۲ساعت 12  توسط الف.سعدی  |