|
وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید وقتی زمین ناز ترا در آسمانها می کشید من عاشق چشمت شدم، نه عقل بود و نه دلی یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد من بودم و چشمان تو، نه آتشی و نه گلی
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۰ساعت 23  توسط الف.سعدی
|
|
oghate sharee:
|