|
****** ****** ******** ******** روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود و مجنون بدون این که متوجه شود از بین او و سجادهاش عبور كردمرد نمازش راقطع كردو دادزد هي چرا بين من وخدايم فاصله انداختي؟مجنون به خود آمد و گفت من كه عاشق ليلي هستم تو را نديدم تو كه عاشق خداي ليلي هستي چگونه مرا ديدي...! *********************** ******************** ***************** ************** ************ ********* ******* ***** *** ** *شما را به خدا حواستون به عبادت و کار خودتون باشه نه به کار مردم
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم مرداد ۱۳۹۰ساعت 11  توسط الف.سعدی
|
|
oghate sharee:
|