هم دعاکن گره ازکار تو بگشاید عشق

هم دعاکن گره تازه نیفزایدعشق

قایقی در طلب موج به دریا پیوست

بایدازمرگ نترسیداگرباشدعشق

عاقبت راز دلم رابه لبانش گفتم

شایداین بوسه به نفرت برسد شایدعشق

شمع روشن شدوپروانه دراتش گل کرد

می توان سوخت اگرامربفرمایدعشق

پیله رنج من ابریشم پیراهن شد

شمع حق داشت به پروانه نمی ایدعشق

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مرداد ۱۳۹۰ساعت 0  توسط الف.سعدی  |