هان ای فرزند! بدان که بهترین چیز که از پند من باید فراگیری، پرهیزگاری در راه خدای است.و فرا گرفتن آنچه نیاکان نخستین تو و نیکان خاندانت بر آن بوده اند. همانا که آنان نیز مانند تو از اندیشه در کار و درستکاری خویش فروگذار نکردند و از معارف دین هر چه را در اثر تفکر و ژرف اندیشی باز شناختند به کار بستند، و از فرا گرفتن هر چه بیرون از وظیفه بود خودداری کردند.

ای فرزند ارجمند! در سخنان من نیکو بیندیش، و بدان که خداوند مرگ، خداوند زندگی است و آن که می آفریند، هم اوست که می میراند، و آن که نابود می سازد، هم اوست که زندگی باز می گرداند و آن که به بلا می آزماید، هم اوست که از بلا می رهاند.این جهان پای نگرفت جز به نعمت ها و محرومی ها و رنج ها و پاداش ها و کیفرها به روز رستاخیز، و به دیگر مشیت های خدا که بر آن آگاه نیستی،پس اگر از رویدادهای این جهان دانستن نکته ای بر تو دشوار نماید، از نادانی خویش دان، که نخستین بار که آفریده شدی، چیزی از این همه بر تو معلوم نبود، سپس بر آن آگاه گردیدی. بسا چیزها که نمی دانستی و رأیت در آن حیران بود و چشم، سرگشته، اما سرانجام به آن عارف شدی، پس به او پناه بر و در پیشگاه او بندگی کن، و به سوی او بگرای، و از او بیم دار که ترا آفرید و روزی داد و اندامت موزون ساخت. 

ای فرزند عزیز! خود را و دگران را با یک ترازو بسنج. پس، بر دگران آن پسند که بر خود می پسندی و چیزی را که بر خود ناروا می دانی، بر دگران نیز ناروا دان، و آنسان که نمی خواهی بر تو ستم کنند، بر کسی ستم مکن و چنان که از مردمان چشم نیکی داری نیکی کن، کاری را که از دیگران زشت می دانی، از خود نیز زشت دان و رفتاری که چون با دیگران کنی، خشنود گردی، چون با تو کنند. به آن خشنود باش. آنچه ندانی-هر چند اندک دانی-مگوی. آنچه نمی پسندی که درباره تو چنان گویند، درباره دیگران بر زبان میاور.بدان که خودپسندی خلاف صوابست و آفت خرد.سختکوش باش و چندان که می توانی در پیشگاه پروردگار فروتنی ورز.

ای پسر گرامی ! بدان آن کس که بر راهوار شب و روز سوار است، رهنورد است، اگر چه بر جای ایستاده، و در راه است، اگر چه به فراغ آرمیده. بی گمان هرگز به آرزو نرسی و از مرگ نرهی، اگر که پوینده راه پیشینیان باشی، پس در طلب دنیا،مدارا کن و در کسب روزی، پاکیزه باش و آن بر خود آسان گیر بساط طلب که به تنگدستی پیوست. نه چنین است که هر سختکوش، روزی فراوان یابد و هر که راه اعتدال پوید، از آن محروم ماند. خود را به هیچ فرومایگی میالای اگر چه ترا به دلخواه رساند، بنده کس مباش که خدای آزادت آفرید.

آن خیر که به شر انجامد، خیر نیست، و آن گشایش که به فروبستگی کشد، گشایش نیست. به هوش باش که توسَن، از هر سویت نکشاند و شتابان به آبشخور هلاکت فرود نیارد.اگر توانی که میان خدای و خویشتن، بخششگر دیگر ندانی، چنان باش، چرا که روزی خویش خواهی یافت و سهم خود خواهی گرفت. همانا که روزی اندک از جانب پروردگار سبحان، گرامی تر و برتر، که روزی بسیار از سوی آفریدگان، هر چند همه چیز از اوست.آنچه به سبب خاموشی از دست دهی، تدارک آن آسان تر، تا آنچه به سبب سخن گفتن.نگاه داشتن چیزی که در دست داری، بهتر تا طلب چیزی که در دست دیگران است.شرنگ نومیدی، گواراتر تا خواهش از مردمان.روزی تنگ با پرهیزگاری، بهتر که بی نیازی با زشتکاری. 

 یار فرومایه و دوست بخیل را خیر نیست. تا توسن زمانه رام است، کام از روزگار آسان برگیر. به امید بیشی، خویشتن در خطر میفکن. زنهار که مرکب ستیز با تو توسنی نکند.هنگامی که برادرت از تو پیوند برید، پیوستن او را بر خود هموار ساز، و چون دوری جست، با او مهربان باش و به او نزدیک شو، چون بخل ورزید به او بخشش کن، چون از تو گوشه گرفت. به او روی آور،در درشتی او نرم باش و چون گناه کرد،عذرش بپذیر،چنان که گویی تو بنده اویی و او خداوندگار نعمت تست.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم بهمن ۱۳۸۹ساعت 10  توسط الف.سعدی  |