|
در اتاقی که به اندازهء یک تنهاییست دل من که به اندازهء یک عشقست به بهانه های سادهء خوشبختی خود مینگرد به زوال زیبای گل ها در گلدان به نهالی که تو در باغچهء خانه مان کاشته ای و به آواز قناری ها که به اندازهء یک پنجره میخوانند آه... سهم من اینست سهم من اینست سهم من ،آسمانیست که آویختن پرده ای آنرا از من میگیرد سهم من پایین رفتن از یک پله مترو کست و به چیزی در پوسیدگی و غربت و اصل گشتن سهم من گردش حزن آلودی در باغ خاطره هاست و در اندوه صدایی جان دادن که به تو بگوید : " دستهایت را دوست میدارم " شیدای من. (فروغ فرخزاد)
+ نوشته شده در یکشنبه دوم خرداد ۱۳۸۹ساعت 21  توسط الف.سعدی
|
|
oghate sharee:
|