تو  را دارم ای جان ، جهان با من است

تو تا با منی جانِ جان با من است

چو می تابد از دور پیشانیت

کران تا کران آسمان با من است

چو خندان به سوی من آیی به مهر

بهاری پر از ارغوان با من است

کنار تو هر لحظه گویم به خویش

که خوشبختی بیکران با من است

چه غم دارم از تلخی روزگار

شکرخنده ی آن دهان با من است

روانم بیاساید از هر غمی

چو بینم که مهرت روان با من است

فریدون مشیری

+ نوشته شده در  شنبه دهم آبان ۱۳۹۹ساعت 20  توسط الف.سعدی  |